دستان کوچک لاک زده
موهای زیبا بافته
پیراهن قرمز مخملی
نشسته در آغوشم
برایش قصه میگویم
سر بر سینه ام میگذارد
و چشمان معصومش را میبندد
به محض عمیق شدن خوابش سکوت میکنم و تا ساعت ها به چهره ی پاکش خیره میشوم
"آرزو میکنم سرنوشتی در انتظارت باشد که در آن غم ناشناخته تر و شادی فراوان تر باشد"
بر پیشانی اش بوسه میزنم و در همین لحظه لبخند بر لب غنچه ای اش شکوفه میزند
و من چه ساده میمیرم برای این لبخند
برچسب: نویسنده: پارسا کریمیپور تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1396 ساعت: 3:18
در دنیای درنده ای که به دوست هم اعتمادی نیست
به لذت های گذرایش هم دلت را خوش نکن
خودت را جستجو کن
خدایت را صدا کن !
برچسب: نویسنده: پارسا کریمیپور تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 2:16

اسفندیم و عاشق بارانم
دلتنگ که میشوم گویا که طوفانم
نمیدانم چندیست که اینگونه ام اما باران که میبارد از احساس سرشارم
بعداز سه ماه یه دل سیر بارونو دیدم و خیس شدن زیر بارون رو تجربه کردم
چقدر حس خوبی بود تنها نشستن روی صندلی محوطه ی دانشگاه و شعر گفتن زیر بارون
امروز کلی با خودم خوش گذروندم 
برچسب: اسفندیم, نویسنده: پارسا کریمیپور تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 2:16
هرگاه از شلوغی های دنیا دلگیر شدی فقط سکوت کن و گوش بسپار!
صدایی پی در پی میگوید
"من برایت کافی ام"
برچسب: نویسنده: پارسا کریمیپور تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 1:12
برچسب: نویسنده: پارسا کریمیپور تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 1:12